تبليغاتX
این شعر ها در گلوی تو ترانه خواهد شد - منتظرم باش


 
منتظرم باش

عمری بدون  رویا زندگی کرده ام

در حسرت کده سایه های دلگیرتنهایی اشک های دریا شده ام !،

و حالا که هنگامه غروب است/

و دست های نامانوس کوه های دور دست در آغوشش خواهد کشید

 روانه غروبم

تا فردا دوباره از کوه های دور دست انتظار چشم های بهاریت طلوع کنم 

 دستان شیرین خورشیددر وجود محزونم جوانه زده است

من میروم

تا فردا با خوشه های اطلسی مهربانی شیرینت 

 در کوچه های  بن بست همین حوالی نزدیک زعفرانی

به استقبال رد پاهای آسمانی ات فرش فرش گسترده شوم

منتظرم باش من فردا

از چشم های توطلوع خواهم کرد

منتظرم باش

     |   نویسنده : ژاله .ف   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   



این شعر ها در گلوی تو ترانه خواهد شد


آرشیو مطالب فروردین 1387
بهمن 1385
آرشیو موضوعی لینک دوستان فروغ فرخزاد
انجمن شاعران پارسی گوی
طراحی وب سایت
مدیریت وبلاگ شخصی
لینک روزانه نویسندگان وبلاگ خروجی وبلاگ feed